عبد الحسين شهيدى صالحى
123
تفسير و تفاسير شيعه ( فارسى )
عبارتند از : 1 ) در نقل شواهد شعرى بر خلاف طبرى انتقادى عمل مىكند و هر شعرى را به صرف اينكه سرودهء شاعرى از عصر جاهليت است قابل استناد نمىداند و اصولا به شعراى صدر اول اسلام و قرون بعدى بيشتر اعتناء دارد ؛ 2 ) در نقل احاديث نيز محتاطتر از طبرى است و نقل بدون نقد كمتر دارد و منقولات همهء مفسران صحابه يا صحابه و تابعينى را كه احاديث تفسيرى دارند به ديدهء صحت و اعتبار نمىنگرد و اقوال كسانى چون ابو صالح و سدّى و كلبى و ابن كيسان و ابن اسحاق را نمىپذيرد و حتى در قبول بعضى از احاديث ابن عباس ترديد دارد و به جاى احاديث بسيارى از صحابه احاديث مروى از ائمهء اطهار ( ع ) را مناط اعتبار و عمل مىداند ؛ 3 ) تفسير او بيش از تفسير طبرى جنبهء عقلى دارد چنانكه به ابو على جبّائى كه در تفسير آيهء بيست و دوم از سورهء بقره « الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً » مىگويد زمين گسترده و صاف و غيركروى است ايراد مىگيرد و باقاطعيّت سخن از كرويّت زمين سخن مىگويد ( البته گفتنى است كه حكماى يونان باستان از جمله فيثاغورس به كرويت زمين پى برده بودند ولى اثبات علمى آن در قرون بعد انجام گرفت ) ؛ 4 ) به بحثهاى لغوى و نحوى اهميت مىدهد و اقوال نحويان بزرگى چون سيبويه ، خليل ، ابو عمروكسائى ، قطروب ، فرّاء ، اصمعى ، ثعلب ، مبرد ، زجاج و ابو على فارسى را نقّادانه نقل مىكند ؛ 5 ) به اختلاف قرآات و نقد آنها نيز اهميت مىدهد و غالبا آراء عاصم ، كسائى خلف ، حمزه ، اعمش ، نافع و حفص را نقادانه نقل و دربارهء آنها داورى مىكند ؛ 6 ) در اين تفسير بحثهاى كلامى و رد بر مخالفان از جمله وعيديّه ، تناسخيه ، حشويّه خوارج ، مشبهه ، مرجئه ، معتزله و غلاة بسيار است . امروزه از اين تفسير نسخههاى نفيس و كهن بسيارى در كتابخانههاى عمومى و خصوصى در دست مىباشد . اين تفسير نخست در سالهاى 1360 - 1365 ق در دو مجلد